باید زیست
-
تاریخ: 1401/11/6 ساعت: 22:37
زندگی با ماجراهای فراوانش،ظاهری دارد به سان بیشه ای بغرنج و در هم بافماجراها گونه گون و رنگ وارنگ ست؛چیست اما ساده تر از این، که در باطنتار و پود هیچی و پوچی هم آهنگ است؟من بگویم، یا تو میگوییهیچ جز این نیست؟تو بگویی یا نگویی، نشنود او جز صدای خویشـ هی فلانی! زندگی شاید همین باشدیک فریب ساده و کوچکآ...
-
تاریخ: 1401/11/6 ساعت: 22:37
چرا وقتی که می دانیم به یک نفرنمی رسیم!بازهم دیوانه وار او را دوست داریم... + نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم آذر ۱۴۰۱ ساعت 1:27 توسط | Adblock test (Why?)
یک زن
-
تاریخ: 1399/11/21 ساعت: 14:26
روزی خواهی فهمید یک زن هرچقدرم که عاشق باشد هرچقدر خود آزار هرچقدر دیوانه هرچقدر بی مقصد هرچقدر بی خانه پای رفتنش فلج نمی شود... می رود!!
بوی ماه مهر
-
تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 0:04
بوی ماه مهر از راه میرسد.من با اینکه تابستونام تعطیلی ندارم و به اداره میرم ولی حس میکنم اول مهر یه فصل کاریه جدیده.همراه با باز شدن مدارس من نیز نو میشم و رخت نو می پوشم و راهی محل کارم می شوم.به امید اتفاقای نو در زندگی
روزمرگی 1
-
تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 0:04
تو محل کارم یه پسر بچه میاد گاهی وقتا که واکسیه.از اونجا که من همیشه کتونی می پوشیدم همیشه میومد میگفت خواهر کفاشاتو واکس بزنم منم میگفتم ببخشید کفشام اسپرته و احتیاجی به واکس نداره.دلم براش میسوخت سرشو مینداخت پایین و ناامید بیرون میرفت.یه روز که در زد و وارد اتاق شد اومد کفش همکارامو جمع کنه ببره ...
مرد من....
-
تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 0:04
مرد من...مهربانم....مخاطب عاشقانه های منزن نبوده ای ک بدانی دستهای مردانه ات ک در دستم باشد حکم تمام دنیارا برایم دارد...تابدانی شانه هایت محکمترین تکیه گاه من و آغوشت امن ترین پناه من است..من عاشق مردی شده ام ک درروزهای بارانی ام برای دلم چتر میگیرد..مرد رویایی من..بگذار هرچه میخواهد بشود...تاوقتی ...
راه رفتن
-
تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 15:10
راه رفتن خوب است.همیشه خوب بوده است.همیشه به درد می خورد.وقتی که فقیری و کرایه ی تاکسی گران تمام می شود.وقتی که ثروتمندی و چربی های بدنت با راه رفتن آب می شود.اگر بخواهی فکرکنی می توانی راه بروی . اگرهم بخواهی ازفکر خالی بشوی بازهم باید راه بروی. برای احساس کردن